صفحه اصلي   کاربر مهمان پنج شنبه 30 آبان 1387  
این مقاله تاکنون 346 بار مشاهده شده است . نویسنده مقاله : دکتر محمد اسماعیل اکبری استاد دانشگاه علوم پزشکی   
عنوان مقاله :

بیانی زیبا از واقعه ای زشت   سه شنبه 13 آذر 1386





شکرستان تجارت
دکتر محمد اسماعیل اکبری
استاد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی


غوغای واردات شش میلیون تن شکر به کشور (در بعضی اخبار 10 میلیون تن) فروکش کرده است و در روزهای آینده هم به فراموشی سپرده می‌شود. این خاصیت مقبول انسان است. اما محافل کارشناسی نمی‌توانند و نباید از عوامل اجتماعی موثر بر توسعه غفلت کنند و هر موضوعی با تحلیل علمی و کارشناسانه باید در این محافل زنده بماند تا پایه‌های تعالی نلرزد و ادای دین متخصصان اجتماعی به مردم عملیاتی شود.
بر حسب علم وتجربه، موضوع ورود شکر به کشور را از دیدگاه سلامت مردم تحلیل می‌کنم. اعتقاد مدیریت‌های اجتماعی امروز این است که انسان سالم محور توسعه پایدار است. در اینجا می‌بینید که تجارت چگونه سینه سلامت را هدف قرار می‌دهد و با همه توان ستون‌های توسعه را می‌لرزاند.
در محافل علمی و تخصصی سلامت بین‌المللی و ملی از جمله در چهار اجلاس سازمان جهانی بهداشت که همه وزرای بهداشت کشورهای جهان همراه با کارشناسان ارشد سلامت حضور دارند و مبتنی بر تحقیقات بزرگ اعلام کردند که حداکثر کالری که از منبع قند و شکر تامین می‌شود با شامل 20 درصد کالری مورد نیاز هر فرد باشد نه بیشتر از آن. بر اساس این میزان کالری، شکر و قند مورد نیاز کشور ما برای جامعه 70 میلیون نفری به شرح زیر است:
اگر میزان کالری مورد نیاز هر انسانی را 1500 کیلو کالری به طور متوسط حساب کنیم از نوزاد یک روزه تا جوان 20 ساله و سالمند 80 ساله، حداکثر باید 300 کالری روزانه از منبع قند و شکر تامین شود که برای کشور معادل پنج هزار تند در روز می‌شود.
با توجه به اینکه هر گرم شکر چهار کیلو کالری ایجاد می‌کند و با در نظر گرفتن 10 درصد پرت مصرف این میزان برای یک سال معادل دو میلیون تن می‌شود. یعنی کشور ما بر اساس استانداردهای علمی برای 70 میلیون نفر سالانه دو میلیون تن شکر احتیاج دارد. جالب است که بر اساس آمارهای تجاری نیز سرانه مصرف شکر و قند را در جهان بین 15 کیلوگرم تا 30 کیلو گرم محاسبه می‌کنند. میزان مصرف در کشورهای جنوب شرقی آسیا حداکثر 15 کیلو گرم سرانه و در آمریکای شمالی حداکثر 30 کیلو گرم است. اگر ما رقم حداکثر 30 کیلوگرم را نیز انتخاب کنیم، همان دو میلیون تن شکر نیاز سالانه کشور می‌شود. یعنی با هر روش محاسبه‌ای نباید بیش از این میزان شکر در کشور مصرف شود.
بر اساس داده‌های منتشره، سالانه در کشور یک میلیون تن شکر از نیشکر و 700 هزار تن از چغند قند تولید می‌شود، یعنی کسری سال ما معادل 300 هزار تن در سال خواهد بود.
بدیهی است واردات شکر پیش از این میزان قطعاً به تولید داخل لطمه وارده کرده و این صنعت ضربه خورده در طول تاریخ را به فلج دایم مبدل کرده و در نهایت دفن خواهد کرد.یعنی همان اتفاقی که در طول تاریخ بر سر تولید شکر در این مملکت آمده است. خوزستان ما که خوزیا خوانده می‌شده، محل تولید شکر (خوز) بوده است و در طول تاریخ، کشاورزان این خطه به کشت شکر مشغول بوده‌اند. این کشت در جنوب شرقی ایران قدیم تا قندهار امروز نیز ادامه داشته که نام قندهار هم مسمی به همین اسم است. آثاری از تولید شکر در شمال کشور و شمال غرب نیز وجود داشته است. اما امروز با وجود سرمایه‌گذاری‌های بزرگ هنوز اجازه تولید که حد نیاز را به این مناطق نداده‌اند و اگر دلسوزی  بعضی از مسوولان بزرگوار مبنی بر خرید محصولات آنها نبود، می‌بایست همین امسال بساط تولید را جمع کنند و سر را به تیغه تیز گیوتین تجارت شکر بسپارند اما به مردم چه می‌گذرد. با توجه به خرید تولید داخل یعنی 7/1 میلیون تن در سال و واردات شش میلیون تن شکر (حداقل) ما در حال حاضر حدود 20 برابر(توجه بفرمایید 20 برابر) نیاز خود، شکر در انبارها برای سال جاری ذخیره کرده‌ایم.


دو اتفاق به این واقعه متصور است
1) فکر کنیم سرمایه‌گذاری تجارت شکر از سرمایه خود در می‌گذرد و اجازه می‌دهد، خواب سرمایه اتفاق بیفتد و شکر را در طول 20 سال هر سال 300 هزار تن روزانه بازار می‌کند و قول می‌دهد (یا قول می‌دهند) که دیگر شکر وارد نکند و کشاورزان ما هم قول بدهند، میزان تولید خود را بالا نبرند تا این شکر موجود در طول 30 سال مستهلک شود. البته شرکت نیشکر خوزستان هم باید همه سرمایه گذاری‌های خود را جمع کنند و تولید را گسترش ندهند و وزارت کشاورزی هم با کشت نیشکر را در سایر نقاط کشور مهار کند. آیا اتفاقی جاری می‌شود؟ با دوستان مقتصد و کشاورز و مدیر که مشورت کردم گفتند، هرگز چنین اتفاقی نمی‌افتد چون با همه اصول سرمایه‌گذاری، تجارت، تولید و کشاورزی مغایر است. پس اتفاق دوم را باید منتظر باشیم.
2) سرمایه گذار(آن) و همه دست‌اندرکاران مشغول شوند تا نیاز جامعه را برای مصرف شکر بالا ببرند، آن وقت همه آب‌ها شربت می‌شود و همه نان‌ها شیرین در یک کلام زندگی شیرین می‌شود، البته برای وارد کننده شکر نه برای مردم.


چه بر سر مردم می‌آید
همه دست‌ها فعال می‌شوند تا تولید شکر را در کشور مهار کند و سرمایه‌گذاری‌های اصولی را به ساختارهای تجاری بسپارند. شکرهای انبارها وارد بازار می‌شود و ذایقه‌های مردم این سرزمین را همچنان که بوده است، به شیرینی بیشتر عادت می‌دهند که جز به مواد شیرین لب نزنند. شیرها شیرین می‌شوند ، ماست‌ها و پنیرها شیرین می‌شود. طولی نمی‌گذرد که انواع دوغ‌های شیرین هم به بازار می‌آید و ...
آن وقت سهم تامین کالری مردم از قند و شکر در طول سال تا 80 درصد برای عده‌ای بالا می‌رود و این کالری چه‌ها که نمی‌کند، کودکان و نوجوانان، چاق و تپل می‌شوند و این عامل خطر اصلی سلامت ملت همچنان که در طول سال گذشته رو به فزونی بوده است، عاملی برای ایجاد بیماری و مرگ و میر زودرس خواهد شد. میانسالان نیز که از کودکی و نوجوانی چاقی را به ارث برده‌اند، به بیماری‌های غیرواگیر ویژه خد مبتلا می‌شوند، سرطان‌ها و فشار خون و دیابت و غیره سربلند می‌کند و ما در شاخص‌های نا سلامتی بیماری‌های غیر واگیر در جهان مثل زدنی می‌شویم.
سالمندان که هم‌اکنون از بیماری‌های قلب و عروق و مرض قند رنج می‌برند، باید پذیرای درصد بالاتری از این عوارض باشند و هیهات از این همه تغییر در ساختار بیماری و سلامت کشور، آیا به نظر شما این مساله‌ای نیست که دغدغه خاطر وزارت کشاورزی، صنایع و بازرگانی باشد.
آیا نمایندگان ملت در خانه ملت این موضوع و موضوع‌های مشابه را آن‌قدر مهم می‌دانند که روی آن بیندیشند و راه‌حل ارایه دهند یا نه و همه بر این اعتقادند که نباید در کار بزرگان دخالت کنند که مصداق جاودانه‌ای خواهند بود بر ((هر کی به فکر خویشه – کوسه به فکر ریشه)). 



هفته نامه سپید – 19 آبان 1386              
    




shafiei:
dorod bar dr akbari ba in maghaleye ziba
پنج شنبه 23 اسفند 1386
1:04 AM

در مورد این مقاله نظر بدهید
 
KURDUF.COM all rights reserved .mail us with info[at]kurduf.com