صفحه اصلي   کاربر مهمان پنج شنبه 30 آبان 1387  
این مقاله تاکنون 138 بار مشاهده شده است . نویسنده مقاله : یوسف عزیزی بنی طïرïف   
عنوان مقاله :

تنوع قومی در ایران  يک شنبه 30 تير 1387




   من در یکی از مقاله هایم، ایران را به گلستانی تشبیه کرده ام که انواع گل های رنگارنگ در آن می رویند.
  
 
   
من در یکی از مقاله هایم، ایران را به گلستانی تشبیه کرده ام که انواع گل های رنگارنگ در آن می رویند. این گل ها در واقع همان قومیت های متنوع این کشور هستند که اگر به درستی از آنها مواظبت شود می توانند سرمایه معنوی و فرهنگی بزرگی برای میهن مان باشند.
اصولاً ایران از دیرباز یک کشور کثیرالمله بوده است. طبق تحقیقاتی که تاریخ نگار معاصر ایرانی سعید نفیسی انجام داده و آنها را در حاشیه کتاب «تاریخ بیهقی» آورده این سرزمین از دوران قبل از اسلام همواره مسکن و ماوای قومیت های مختلف بوده است و البته بعد از اسلام، بر این تنوع و گونه گونی افزوده شده است.
در دوران شکوفایی تمدن اسلامی، قومیت ها، نژادها و اقلیت های دینی گوناگونی در امپراتوری بزرگ اسلامی می زیستند که این همزیستی غالباً با تسامح و تساهل همراه بوده است. در آن دوران، مسیحیان و یهودیان و دیگر فرقه های دینی و مذهبی در کنار مسلمانان زندگی می کردند و در اندلس و شهرهای بزرگی همچون اصفهان، بغداد و قاهره به کارهای پزشکی و علمی و فلسفی و به ویژه ترجمه متون فلسفی یونانی به زبان عربی مشغول بودند. ما در این دوره از تاریخ مسلمانان بر خلاف تاریخ اروپا که سرشار از جنگ ها و کشتارهای مذهبی است به ندرت شاهد چنان پدیده های هولناک هستیم. اگر در عراق «جغرافیا» نقش مهمی در پیدایش و استمرار مردمان عراق داشته، در ایران «تاریخ» این نقش را بر عهده داشته است. در حقیقت مردمان سرزمین ایران همانند آلیاژی هستند که در طول تاریخ سفت و سخت شده است. اگر هم گاهی زنگاری بر این فلز نشسته این زنگار پایدار نبوده است. انقلاب مشروطیت که اساساً یک انقلاب ضد استبدادی و ضد استعماری بود به دلایلی که از حوصله این بحث خارج است به دیکتاتوری رضاخان پهلوی انجامید.
دوران حکومت وی و پسرش محمدرضا پهلوی عارضه شومی برای تنوع قومی ایران بود زیرا آنان با تغییر ممالک محروسه دوره قاجار به کشور شاهنشاهی ایران سعی کردند به زور ایران چند قومی را به یک ملت با یک نژاد و یک زبان تبدیل کنند؛ امری که با ماهیت تاریخی و فرهنگی ملت ایران هماهنگی نداشت. پس از انقلاب اوضاع دگرگون شد و قانون اساسی جدید جانشین قانون اساسی دوره مشروطیت شد. در این قانون سه اصل ۱۵ ، ۱۹ و ۴۸ به حقوق قومیت ها اختصاص یافت.طی سه دهه گذشته ما شاهد پستی و بلندی هایی در برخورد با مساله قومیت های ایرانی بودیم. کشورمان در این مدت شاهد حوادثی بود که نشان می دهد تجزیه طلبان، نیروی موثری درمیان قومیت ها نبوده اند. این امر در مورد عرب های خوزستان نیز صدق می کند.
جنگ هشت ساله عراق علیه ایران دوره مناسبی بود تا مردم عرب خوزستان میهن دوستی و تعلق خاطر خود را به کشورشان ایران به اثبات رسانند. آنان به رغم شعارهای ملی گرایانه صدام حسین از زادبوم و میهن خویش دفاع کردند و بیشترین زیان های مالی و جانی را متحمل شدند. طبق آمار منتشر شده از سوی بنیاد شهید استان خوزستان از میان ۱۶ هزار شهید آن جنگ بیش از ۱۲ هزار تن عرب بودند.
قومیت های ایرانی حقوقی دارند که باید طبق قوانین داخلی و بین المللی- که دولت ایران نیز آنها را پذیرفته- رعایت شود. این امر برای تحکیم وحدت ملی و یکپارچگی کشور لازم و ضروری است.
در زمینه حقوق قومیت ها می توان مسائل بسیاری را مطرح کرد اما اصول ۱۵ ، ۱۹ و ۴۸ قانون اساسی می توانند محوری حداقلی برای تحقق این حقوق باشند. به نظر می رسد قانون اساسی در این زمینه ظرفیت هایی دارد که متاسفانه مغفول مانده است.
به باور نویسنده برای صیانت کشور از هرگونه گزندی باید با محوریت اصول یادشده و توسعه اختیارات شوراها و برگزاری انتخابات آزاد، سالم و دوری از هر نوع تنگ نظری این کار محقق شود.
لذا برای رعایت حقوق قومیت های ایرانی، ضمن مخالفت با هرگونه جدایی خواهی و تجزیه طلبی و کاربرد خشونت از سوی هر حزب و گروهی باید بر اجرای هرچه زودتر این اصول تاکید ورزیم زیرا تاخیر در این امر می تواند به رادیکالیزه شدن خواسته های قومی بینجامد.


یوسف عزیزی بنی طرف


در مورد این مقاله نظر بدهید
 
KURDUF.COM all rights reserved .mail us with info[at]kurduf.com