تعداد نمایش :
117
عنوان :
پيام جبهة متحد كرد به ملت و دولت
در سالگرد درگذشت شادروان مهندس بهاءالدين ادب
 شنبه 2 شهريور 1387
جبهه متحد کرد
متن خبر :
به نام خدا
پيام جبهة متحد كرد به ملت و دولت
در سالگرد درگذشت شادروان مهندس بهاءالدين ادب
با گراميداشت ياد و خاطره شادروان مهندس بهاءالدين ادب و با تأسف از اين خسران جبران ناپذير و محروميت از بركات و ثمرات اين نخبه پر توان و نو انديش، ضمن الهام از دغدغه ها و آرزوهاي بزرگ او براي ايران و كردستان، تحليلي مختصر از شرايط جاري مناطق كردنشين به پيشگاه ملت و دولت تقديم مي شود:
مناطق كردنشين به دليل عقب ماندگي طولاني و تاريخي از كاروان توسعه، اينك بيشتر از هر منطقه كشور نياز به توسعه اقتصادي و اجتماعي دارند كه خود فرايندي زمان بر و بلند مدت است و در بستري مناسب و شرايطي ويژه تحقق پيدا مي كند، شرايطي كه به طور اتفاقي و هرگاه مردمي آگاه و آزاد و توسعه جو، با مديران و رهبراني خردمند، همزمان و همدل و هم پيمان شوند رخ مي دهد.
اقتصاد مناطق كرد نشين كه به صورت تاريخي، متكي بر زمين و مرتع و دام بود هر چند در اين سال ها از تعدادي صنايع كارخانه اي برخوردار شده است، بدون آن كه مرحله صنعتي كردن كشاورزي و دامداري را تجربه كند و يا به سوي توسعه صنعتي فراگير حركت كند، اينك اقتصادي است بيشتر خدماتي و متكي بر داد و ستد كالاي وارداتي از همه جاي اين سياره و محصولات توليدي مانند غلات، جبوبات، دام زنده و ميوه جات خام.
منابع مالي لازم براي گردش چرخ هاي اين اقتصاد مصرفي، از محل حقوق و دستمزدي تأمين مي شود كه عمده آن توسط دولت به كاركنان و مستمري بگيران و مزد بگيران پرداخت مي شود – اقتصادي كه اولين رئيس جمهوري اسلامي ايران براي اثبات عقب ماندگي آن مي گفت اگر دولت من پرداخت هايش را در اين منطقه قطع كند، كردها چيزي براي خوردن و زنده ماندن ندارند. اگر در آن زمان اين گفته تحقير آميز بخشي از حقيقت تلخ عقب ماندگي مناطق كرد نشين را بيان مي كرد، اينك چه مقدار از حقيقت را بيان مي كند؟ نيازي به بازشناسي ندارد زيرا دولت فعلي خود را دولت عدالت محور و مهرورزي تعريف كرده و اصل را بر توانمند سازي مردم نه طلب كاري از مردم قرار داده است. با اين وجود، هر چند در چشم انداز بلند مدت اين مناطق و در تونل زمان نور اميد ديده مي شود و وضعيت در آينده تغيير خواهد كرد، در حال حاضر در مناطق كرد نشين:
· نرخ بيكاري هنوز بالاست و بيكاران همچنان بيكارند.
· شاغلان حقوق و دستمزد بگير در بخش خدمات و در بازار غير رسمي در زير خط فقر و يا در آستانه فقر زندگي مي كنند.
· نرخ مهاجرت بالاست و بيكاران دور از خانواده در گوشه و كنار كشور در جستجوي كارند.
· آب فراوان رودخانه ها در خدمت توليد و اقتصاد منطقه قرار نگرفته و همچنان از دسترس خارج مي شود.
· خاك حاصلخيز دشت ها و دامنه ها همچنان تشنه قطرات باران و سخاوت آسمان است و حاصل آن به زحمت سفره اي را نان مي دهد.
· زنان و دختران كرد همچنان خود را مي سوزانند و يا سوزانده مي شوند.
· ميراث فرهنگي ( زبان، مراسم، اعياد، پوشاك......)، مجال توسعه و تكامل پيدا نكرده و به سوي همرنگي و همساني با فرهنگي بي هويت مي رود كه نه ملي است و نه محلي.
· براي اعتياد و مواد مخدر حتي در زبان كردي معادل و مفهومي وجود ندارد ولي متأسفانه اين بلاي خانمان سوز به جان جوانان كرد افتاده است.
· كردها خود را مالك سرزمين ايران و حافظ مرزهاي آن مي دانند ولي به عناوين مختلف، به طور ضمني و يا صريح به آن ها علامت داده مي شود كه شهروندان درجه دوم هستند.
اين همه، و شرايط منطقه اي و جهاني، ايجاب مي كرد كه با اين مردم كه به ناحق به زيست معيشتي حداقلي خو گرفته اند و انتظاراتشان هم از نظر اقتصادي و هم از نظر سياسي، در سطوحي محدود و ابتدائي كه در حد آرمان هاي قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران هم نيست، به گونه اي برخورد شود كه: احساس بودن و زيستن، حس به حساب آمدن به عنوان يك شهروند، قرار گرفتن در حوزه توجه ملي، و ايجاد كسب و پيشه در محل سكونت خود، براي آن ها فراهم شود. اما متأسفانه شرايطي حكمفرما شده است كه بر خلاف ديگر مناطق كشور هر كلامي و هر گامي در اين مناطق به جرائمي خطرناك قابليت تفسير پيدا كرده و گوينده و رونده را در معرض نفي بلد، زندان و چوبه دار، قرار مي دهد- گوئي مدنيت چند هزار ساله ايراني و يك هزاره اسلامي و قوانين اساسي و عادي اين جمهوري، در اين منطقه از كشور دچار توقف و تعطيل شده و به گونه اي متفاوت با شيوة مرسوم و مغاير با شرايط عادي، تفسير و به اجرا در مي آيند.
برخوردهاي انتظامي و قضائي كه در مناطق كردنشين در مورد دانشجويان، معلمان، كارگران، فعالان مدني و روزنامه نگاران اعمال مي شود، در تاريخ معاصر اين مناطق و ساير مناطق كشور هم بي سابقه بوده و موجب نگراني و حيرت همگان شده است.
اينك به خاطر حفظ و ارتقاء انسجام ملي، ضروري است پيش از آن كه اميد و آرزوي جوانان نسبت به آينده خويش در سرزمين مادري به يأس و ناكامي بيشتر تبديل شود، در اين وضعيت تجديد نظري صورت بگيرد و سرمايه هاي انساني و مالي و دانائي كردها و ديگر هم وطنان در هر جاي ايران براي كمك به ايجاد رونق و شكوفائي در مناطق كرد نشين بسيج شده و نيروي خلاقة جوانان به جاي انفعال، گوشه گيري و در بند شدن، در خدمت سازندگي و نوآوري و در راه اعتلاء نام و آباداني كشور عزيزمان ايران قرار گيرد.
جبهة متحد كرد
تهران مرداد 1387